بهانه
تبعيد قشنگيست
اسارتي در قافيه ي چشم هايت
بيهودگي فصل باران موج ميزند
ميان خستگي جاده ها
و چه ساده بهانه ميداديم
به دست كوكانه ي شهر
گريه ي بلوغ را
وقتي زخم شاخه ها
عاقبت اخم خداياني شد در معجزه ي بهار
چه حرف هايي ميزديم ؟
براي كسي كه هرگز نميديد رقص سايه ها را
آفتاب پشت بام خانه ها سوخته است
آبي بريز ...
عاطفه مثل طفلي معصوم
تكرار ميشود در تنبيه ساده ي سكوت
اينجا بهانه براي داشتن تو
فصل گريه هاست
فصل مرگ رويا هاست
در اندوه تلخ پرنده به هواي رسيدن ...
((رويا زاهدنيا))

پا به پاي بيزاري...
دلم هواي خزان كرده ست
دلم هواي كوچ پرنده هاي غريب
و پا به پاي تمام نقوش بيزاري
دلم هواي پژمردن كرده ست
چه بي تفاوتي تلخي
دلم هواي مردن كرده ست
كجاست يار ؟
كجاست ظلمت ؟
بيغوله ؟
كوچه ؟
تنهايي
دلم هواي مردن كرده ست.
((علي باباچاهي))
تشنگي
من از تنهايي كشتزار، دلتنگم
تو از تلخي گندم، بيزاري
گندم هاي تلخ
بذر هاي تنها
در پيشاني نامرئي فردا، عبور آيه هاي ناگوار هلاك ميبينم
تغزيه ي غم
چون شط دردي
درد من جاريست
لعنت بر نگهبان برج آتش
بركت واضح را تسلي ده
من از كاج كبودي الهام ميگيرم
كه هر بامداد، با ديدار خود
تكرار تنهايي را جشن ميگيرد
تشنگي من
ياد آور اقاقياي سوخته يست
كه از بي آبي در پيرامون دريا، تلف شد
من پاسدار حرمت حنجره ي خشكم
تو با آن مرغابي تشنه كه رطوبت قايق شكسته اي نوشيد، بيگانه اي
كشتزار از بي آبي، آتش گرفته
گندم هاي سوخته، بوي حسرت ميدهند
من از تنور هاي تهي، دلتنگم
تو از نان هاي سوخته، بيزاري
چه تنهايي دلتنگي
چه بيزاري تلخي
من، تشنگي را در دريا ها خاك ميكنم
من، تشنگي را با قطره هاي باران پاك ميكنم
((شكوفه فقيه))
آن روز...
آفتاب كه مي زند
داغ دلم تازه مي شود...
دلم سردش است
يادت هست ؟
نور از تمام دريچه هايي كه به زندگي باز بود
خود را داخل مي كشيد
و همه چيز چقدر روشن و گرم بود
كه...
باد وزيد، پرنده ترسيد و از سر دلهايمان پريد
باد تمام برگ هاي بيد مجنون را چيد
گريه نكردم
غصه ها پشت لبخند هاي تاريك ماندند
پشت ديوار هاي تنم
آرام آرام ترك برداشتند
و سينه ام قفسه گريه هاي بي صدا شد
كنار چشم هاي سنگي ات
امروز سالهاست
آفتاب به دلم سر نزده
و چشم هاي من هنوز
قاب تلخ لحظه هاي آن روز است
حافظه گوش هايم پر از صدا هاي آن روز است
و از درز ديوار هاي دلم
هنوز سوز آن روز مي وزد
دلم زمستان است
((دريابدري كوهي))
لطفا از اين وبلاگ نيز بازديد نماييد :
www.varaghe-zendegi.blogfa.com

يك فنجان با من باش
نظرات شما عزیزان:
|