اشعار بیاد ماندنی

گـــزیــده شــــعــــر


اشعار بياد ماندني 5


گنجشك هاي يخزده


يادش به خير... خاطره ي آن قديم ها

فصل بهار و آمدن يا كريم ها...


عطر نجيب چادر مادر... نماز صبح

از خاطرم نرفته هنوز آن شميم ها


در((اهدناالصراط))كمي خوابمان گرفت

تا كج شديم از همه مستقيم ها...


من قصه هاي كودكيم را بلد شدم

از لابلاي پچ پچ نرم نسيم ها


***


تا آنكه دست هاي پدر منجمد شدند

رنگش پريده... مثل تمام گليمها...


صبح الطلوع... زمان، پنج و نيم مرگ

قد پدر خميده تر از پنج و نيم ها...


افتاد بر زمين و نمازش تمام شد

افتاد و پر زدند همه ياكريم ها


***


شايد به سمت كودكي ام خيره مانده اند

گنجشك هاي يخ زده بر روي سيم ها


((حبيب فرقاني))
 

 

براي مشاهده ي بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد : 




انگشترم را پس بده


باشد، بسوزانم، ولي خاكسترم را پس بده!

خاكستر لبخند هاي آخرم را پس بده


تنها، خدا نام تو را حك كرده بر انگشترم

انگشت هايم مال تو، انگشترم را پس بده


آواره اي ديوانه ام، تو هر چه مي خواهي بكن

اما دل آشفته ي غم پرورم را پس بده


درهم شكسته كشتي ام را موج هاي سركشت

آن تكه هاي كشتي بي لنگرم را پس بده


من مانده ام با خاطرات تلخ و شيرينت، بيا

تنها همين گلبرگ هاي پرپرم را پس بده


((روشن سليماني))

 

 

رقص ماهيان

 

نگاه كن كه برقصند ماهيان با من
 

بخند تا كه بخندند صد جهان با من

 

در انجماد تبسم در اين زمانه لال
 

بخوان ترانه اي از عشق يك دهان با من

 

اسير موجم و ساحل مرا نمي خواند
 

و جنگ مي كند از دور بادبان با من

 

غمت پرنده دريايي و دلم درياست
 

پرنده هاي سفيد از تو، آشيان با من

 

از آن زمان كه زمين نقش سرخ هستي خورد
 

نشسته چشم به راه تو آسمان با من

 

رهـا مـكـن دل آواره ي مـرا در بـاد
 

نمانده جز نفسي خسته همزبان با من

 

يكي شديم من و آتش و جنون و عطش
 

بيا و فصل جنون را بخوان، بخوان با من

 

بمان بهانه باران چشم هايم باش
 

كه تا هميشه بماند غمي جوان با من


((محمدعلي آبان))


 


 

بازيچه ي تقدير
 


در چشم هاي خيس تو تكثير شد دلم

با يك نگاه خسته زمين گير شد دلم


شايد خدا نخواست شماها يكي شويد

بازيـچـه ي تـهـاجـم تـقـديـر شد دلم


ايراد از او نبود كه دنيا وفا نداشت

در زير بار حـادثـه هـا پير شد دلم


هرچند كه به داده رضا داد، بعد از آن

از هرچه بي تو بود دلش سير شد دلم


تكرار داستان قديمي است، عشق تلخ

افسوس سالهاست به زنجير شد دلم...


((مريم زارع))

 

 

 

 




 


جمعه 16 اردیبهشت 1390 | ارسال نظر(4)

 


درود اين وبلاگ را براي ثبت اشعار بياد ماندني ايجاد کردم اميدوارم لذت ببريد.
m4hy4r_free_boy@yahoo.com

 

 

مهيار حريري

 

اردیبهشت 1399
تیر 1396
آذر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

نامه
میترسم
پیر شدم
بهانه های عزیز
ساز شكسته
اشعار مهیار حریری
اشعار كهـن
اشعار بياد ماندني 22
اشعار بياد ماندني 21
اشعار بياد ماندني 20

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران