اشعار بیاد ماندنی

گـــزیــده شــــعــــر


بهارانه

مژده


مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد


بركش اي مرغ سحر نغمه داوودي باز
كه سليمان گل از باد هوا باز آمد


لاله بوي مي دوشين بشنيد از دم صبح
داغ دل بـود بـه امـيـد دوا باز آمد


عارفي كو كه كند فهم زبان سوسن
تا بپرسد كه چرا رفت و چرا باز آمد


چشم من در ره اين قافله راه بماند
كه به گوش دلم آواز درا باز آمد


مردمي كرد و كرم بخت خدا داد به من
كان بت سنگدل از بهر خدا باز آمد


گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشكست
لطف او بين كه به صلح از در ما باز آمد


((حافظ))

 

براي مشاهده ي بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد:
 




ادامه مطلب

سه‌شنبه 24 اسفند 1389 | ارسال نظر(0)

 

اكبر اكسير

 

 مجموعه شعر طنز ملخ های حاصلخیز چهارمین آلبوم از مجموعه های شعر فرانو است که در 84 صفحه و شامل 78 قطعه شعر طنز به زبان ساده و به شیوه شعر نو سروده شده است.اکسیر در این مجموعه سعی کرده است، شیوه شعر فرانو را که از سالها پیش به عنوان سبک شخصی خود برگزیده دنبال کند.

 

 نقد فني

 

 پستچي پاكتي آورد

 محتوي كتاب شعر

 پشت پاكت

 مهر مستطيل آبي رنگي

 كتاب شعر را نقد كرده بود :

 بنا به اظهار فرستنده

 فاقد شئي قيمتي است !

 

((اكبر اكسير))

 

براي مشاهده ي بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد :
 




ادامه مطلب

دوشنبه 16 اسفند 1389 | ارسال نظر(0)

 

عاشقانه


 

تا عشق

 

تا عشق ترانه خوان چشمان غم است

راه من و تو هميشه پر پيچ و خم است

 

اي حـسـرت روز هـاي بـي برگشـتم

صد بار كه عاشقت شوم باز كم است

 

((ايرج زبردست))

 

 

براي مشاهده بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد :
 




ادامه مطلب

شنبه 07 اسفند 1389 | ارسال نظر(4)

 

دو واو

 

 

با عطر تو من نفس نفس، عطر به عطر

اين قافيه ها غزل غزل، سطر به سطر

 

باران زد و زيـر چـتـر پـنـهـان مـانـدي

من قطره، به دنبال تو ام چتر به چتر

 

((دو واو))

 

براي مشاهده بقيه اشعار بر روي ادامه مطلب كليك كنيد :




ادامه مطلب

پنج‌شنبه 05 اسفند 1389 | ارسال نظر(0)

 

غمگنانه

 

اي من !

 چه غمگنانه ميگريي

 كه يادانگيز نرم ريز باران

 بر غريبترين گذرگاه كوهساران است

 در آسمانه ي چشمت

 تلالو اشك ها

 - در آميزش با سرخي پلك هاي برآماسيده

 رنگينكماني است

 كه در گاهواره ي آن

 دل را به تسلا نشانده اي ...

 بي ((ياران)) اما

 ابر هاي سينه ات نخواهد گشود

 اي من !

 بگري !

 بي ((آنان)) چه غمگنانه ميگريي ...

 

 ((موسوي گرمارودي))

 

براي مشاهده بقيه ي اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد :

 




ادامه مطلب

یکشنبه 01 اسفند 1389 | ارسال نظر(0)

 

جملات ناب


 

- از تمبر ياد بگير، تا رسيدن به مقصد به نامه مي چسبد !

- فراموش نكن: بهترين درمان خشم، تاخير است !

- به خاطر بسپار: حرفي بزن كه ارزش آن بيش از خاموشي باشد ! 

- به ياد بسپار: كسي كه چرايي براي زندگي كردن داشته باشد، با هر چگونه اي ميسازد !

- هدف، موتوري است كه زندگي ات را مي راند !

- يادت باشد: علت جرات نداشتن ما، دشواري امور نيست، چون جرات نداريم، امور دشوار مي نمايند !

- فراموش نكن: يكي از اين روز ها، هيچ يك از اين روز ها نيست، امروز، روزي است كه بايد كاري بزرگ را آغاز كني !

- هميشه همچون توپ پلاستيكي باشيد كه هر چه محكم تر به زمين مي خورد بالاتر مي رود !

- به خاطر بسپار: تنفر زيركانه ترين شكل خشونت است !

- به ياد داشته باش: هر آنچه كه زيباست هميشه خوب نيست، اما هر آنچه كه خوب است هميشه زيباست !

- يادت باشد: زندگي جريان پيوسته ي تجربيات است !

- به خاطر بسپار: طوفان ها سبب عميقتر شدن ريشه ي درختان مي شود !

- منتظر فرصت مباش، بلكه فرصت را بيافرين ! 

 

 

براي خواندن بقيه ي مطالب به ادامه مطلب مراجعه كنيد : 




ادامه مطلب

چهارشنبه 27 بهمن 1389 | ارسال نظر(1)

 

اشعار كوتاه

 


 

چتر

  

وقتي رفت

روسري گلدارش را

به سر كشيد

گلها كه گناهي ندارند

 چرا گفتم

با خودش چتر ببرد ؟

 

((عباس سوري))

 

براي مشاهده ي بقيه ي اشعار بر روي ادامه مطلب كليك كنيد :




ادامه مطلب

چهارشنبه 20 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 

استاد شهريار


 

در راه زندگي

  

جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را

نجستم زندگاني را و گم كردم جواني را

 

كنون با بار پيري آرزومندم كه برگردم

به دنبال جواني كوره راه زندگاني را

 

به ياد يار ديرين، كاروان گم كرده را مانم

كه شب در خواب بيند همرهان كارواني را

 

بهاري بود و مارا هم شبابي و شكرخوابي

چه غفلت داشتيم اي گل! شبيخون خزاني را

 

چه بيداري تلخي بود از خواب خوش مستي

كه در كامم به زهر آلود شهد شادماني را

 

سخن با من نميگويي الا اي همزبان دل !

خدا را با كه گويم شكوه ي بي همزباني را

 

نسيم زلف جانان كو ؟ كه چون برگ خزان ديده

به پاي سرو خود دارم هواي جانفشاني را

 

به چشم آسماني گردشي داري بلاي جان

خدايا ير مگردان اين بلاي آسماني را

 

نميري شهريار از شعر شيرين روان گفتن

كه از آب بقا جويند عمر جاوداني را

 

 

براي مشاهده ي بقيه ي اشعار بر روي ادامه مطلبكليك كنيد:

 




ادامه مطلب

یکشنبه 17 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 

ملك الشعرا بهار


 

 

يا كه به راه آرم اين صيد دل رميده را

يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را

 

يا ز لبت كنم طلب قيمت خون خويشتن

يا به تو واگذارم اين جسم به خون تپيده را

 

كودك اشك من شود خاك نشين ز ناز تو

خاك نشين چرا كني كودك ناز ديده را ؟

 

چهره به زر كشيده ام، بهر تو زر خريده ام

خواجه! به هيچكس مده بنده ي زر خريده را

 

گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر كني

كي ز نظر نهان كنم، اشك به ره چكيده را ؟

 

گر دو جهان هوس بود، بي تو چه دسترس بود؟

باغ ارم قـفـس بـود، طـايـر پـر بـريـده را

 

جز دل و جان چه آورم بر سر ره ؟چو بنگرم

ترك كمين گشاده و شوخ كمان كشيده را

 

خيز، بهار خون جگر! جانب بوستان گذر

تا ز هزار بشنوي قصه ي ناشنيده را

 

براي مشاهده ي بقيه ي اشعار بر روي ادامه مطلب كليك كنيد:




ادامه مطلب

شنبه 16 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 


درود اين وبلاگ را براي ثبت اشعار بياد ماندني ايجاد کردم اميدوارم لذت ببريد.
m4hy4r_free_boy@yahoo.com

 

 

مهيار حريري

 

اردیبهشت 1399
تیر 1396
آذر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

نامه
میترسم
پیر شدم
بهانه های عزیز
ساز شكسته
اشعار مهیار حریری
اشعار كهـن
اشعار بياد ماندني 22
اشعار بياد ماندني 21
اشعار بياد ماندني 20

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران