اشعار بیاد ماندنی

گـــزیــده شــــعــــر


اشعار بياد ماندني 8

 

 

با بغض تر؛ خيال تو را گريه مي كنم
بوسيدن محال تو را گريه ميكنم

وقتي تمام ثانيه ها غرق پوچيند
كم بودن مجال تو را گريه مي كنم

شب، چشم بسته تا كه نبيند تو رفته اي
من مانده وصف و حال تو را گريه مي كنم

وقتي در ادعا همه افراط ميكنند
من شرح اعتدال تو را گريه مي كنم

تحريم عشق مي شكند در مصاف عقل
ترديد بي زوال تو را گريه مي كنم

دلخسته از تمام خيالات هرزه گرد؛
اندوه بي مثال تو را گريه مي كنم

در حسرت عبور تو از كوچه ي خيال
انديشه ي زلال تو را گريه ميكنم



((راشين گوهر شاهي))

 

 

براي مشاهده ي بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد :


حس آشنا


طنين روشن يك حس آشنا برسد
شبي كه دست خدا بر نگاه ما برسد

شبي كه باغچه ها را خدا صدا بزند
صداي باغچه ها تا خود خدا برسد

شبي كه دست من و تو به هم گره بخورد
و عشق تا به بلنداي يك دعا برسد

شبي كه حسرت فرهاد خواب شيرين است
نـويـد آبـي رويـا بـه خـوابـهـا برسد

كسي به خاطر عشقي كه رفته در جاده
هنوز هم كه هنوز است مانده... تا برسد

كسي شبيه صدايي كه ابر ها دارند
كه از گلوي طر آبگينه ها برسد

كسي شبيه خودم...داد مي‌زند: برگرد
خدا كند كه به گوش خود شما برسد



((شبنم فرضي زاده))

 

اي خوش خرام


صدها خیال تازه که پرودرم و نشد
باید که یک معامله می کردم و نشد

تا دیدمت زبان من از گفتگو فتاد
محبوس شد به سینه غم و دردم و نشد

می خواستم بگویمت: ای...بند شد نفس
برخواست آتش از بدن سردم و نشد

ای خوش خرام! رفتی و من مضطرب و لال
از سینه آه سرد براوردم و...نشد

حرفی برات گویم و عرض ادب کنم
از جا بلند گشته و برگردم و...نشد...

برق نگاه شعله ورت سوخت هستی ام
باید که یک معامله می کردم و نشد



((بهروز ذبيح الله))

 

 

شوق جانان


شب من بي رخ زيباي تو مهتابي نيست
پرتو روي تو روشنگر كاشانه كيست

جان من رخ بنما باز بتاب در شب من
زانكه تاريك شده زندگي و مامن من

من زشوقت جانا شعر و غزل مي خوانم
باده مي – زنم وعقل ز وجودم رانم

به هواي رخ تو رقص سماع خواهم كرد
بي خود از خود شوم و آز رها خواهم كرد

تا درانم حجابي كه ميان من و توست
خانه دل بزدايم كه آن ما من توست

كن لطفي وبيا ، عمر كه رفت از دستم
لحظه ها گشت تمام، باده تمام،دل خسته م

چشم بر در كه بيايي و ببينم رويت
گر نيايي بخزم تا برسم در كويت

من نه آنم كه ندامت بكشم زين كارم
چون زعقل وهوس ومنطق وجبر بيزارم


(( رضاقنواتي(جنوبي)))

 

 


لطفا از اين وبلاگ نيز بازديد نماييد :

www.varaghe-zendegi.blogfa.com

يك فنجان با من باش

 

 

 

 

 


جمعه 04 شهریور 1390 | ارسال نظر(9)

 


درود اين وبلاگ را براي ثبت اشعار بياد ماندني ايجاد کردم اميدوارم لذت ببريد.
m4hy4r_free_boy@yahoo.com

 

 

مهيار حريري

 

اردیبهشت 1399
تیر 1396
آذر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

نامه
میترسم
پیر شدم
بهانه های عزیز
ساز شكسته
اشعار مهیار حریری
اشعار كهـن
اشعار بياد ماندني 22
اشعار بياد ماندني 21
اشعار بياد ماندني 20

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران