اشعار بیاد ماندنی

گـــزیــده شــــعــــر


پیر شدم

 

پیر شدم

 

من به اندازه غم های دلم پیر شدم
از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم

عقل میخواست که بعداز تو جوان باشم وشاد
من ولی با غم عشق تو زمینگیر شدم

بعد تو شادترین رخت تنم مشکی شد
طعنه ها خوردم و پیش همه تحقیر شدم

کاش می کشت مرا عشق تو این بار اما
من اسیرم که چنین تابع تقدیر شدم

 عشق برگشت انا الحق زند، اما بی تو
دید در حنجره اش بغض گلوگیر شدم

 تا شدم رود، توهم صخره شدی در راهم
بی صدا ماندم و با درد تو تبخیر شدم

 

زهرا سلیم



چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 | ارسال نظر(0)

 


درود اين وبلاگ را براي ثبت اشعار بياد ماندني ايجاد کردم اميدوارم لذت ببريد.
m4hy4r_free_boy@yahoo.com

 

 

مهيار حريري

 

اردیبهشت 1399
تیر 1396
آذر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

نامه
میترسم
پیر شدم
بهانه های عزیز
ساز شكسته
اشعار مهیار حریری
اشعار كهـن
اشعار بياد ماندني 22
اشعار بياد ماندني 21
اشعار بياد ماندني 20

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران