اشعار بیاد ماندنی

گـــزیــده شــــعــــر


اشعار بياد ماندني 4


دل سپردن و نسپردن


چشم هايت به من آموخت قسم خوردن را

بعد عاشق شدن و پاي قسم مردن را


چشم هايت به من آموخت-دوتا مايه ناز-

دلبري كردن و دل دادن ودل بردن را


به من آموخت نگاه تو پريشاني را

به تو دل دادن و دل دادن و... نشمردن را


خار بودن را همسايگي گل ها را

با تو هر فصل شكوفايي و پژمردن را


در تو پيدا كردم فلسفه ي هستي را

درك كردم با تو شادي و غم خوردن را


چشم هايت-دو ستم پيشه-به من فرمودند

غير تو از همه دل بردن و نسپردن را


((حميد طلعت))

 

براي مشاهده ي بقيه اشعار به ادامه مطلب مراجعه كنيد :


عاشقي دل سوخته


كيستم من؟ عاشقي دل سوخته

پـاي تـا سـر آه بر افروخته


تا سحر هر شب به كنج بي كسي

در شبستان خيالت سوخته


آبله پايي به دشت جستجو

سينه از خار مغيلان توخته


در به در در كوه و صحرا ها شده

چون شقايق عاشقي آموخته


پير كنعاني به مصر عاشقي

شوق ديدارت به دل اندوخته


كنج سرد كلبه ي احزاني ام

چشم بر راه تو بر در دوخته


((محمد رحيمي))

 



مسافر


زير درخت ايستاده بود مسافر

محو تماشاي جاده بود مسافر


غربت و اندوه خويش را به تمامي

در چمداني نهاده بود مسافر


خاطره هاي قشنگ كودكي اش را

جملگي از دست داده بود مسافر


رفت و ميان غبار گم شد آري

قصه ي كوچكش چه ساده بود مسافر


هرچه گذشت از زمانه، هيچ نشاني

هيچكس از او نداده بود مسافر


گويي هرگز نديده بود كس او را

يا كه جهانش نزاده بود مسافر


شعر سفر مثل تير آرش بود آه

جانش در آن نهاده بود مسافر


((محمد پيراني))

 



حديث جدايي


اي همنواي من، ز كجا باز جويمت ؟

تا همچو ني نوازم و چون گل ببويمت


تا بنگري چه مي كشم از دوري ات شبي

بـگـذار پـا بـه ديـده مـن تـا بگويمت


در خون خويش غوطه زنم تا به كوي تو

همچون قلم كه راه محبت بپويمت


گفتي كه منتهاي اميد تو چيست، آه

اي منتهاي آرزوي من چه گويمت ؟


از هرچه هست در همه عالم، تو را گزيد

خاطر اگر كه از همه عالم بجويمت


در چشم من ز چهره بيفروز پرتوي

تا گرد ره به اشك، ز دامن بشويمت


چون ناي وصل را شكند نغمه در گلو

باز آ، كه تا حديث جدايي بگويمت


((مهرداد اوستا))

 

 

 

 







 


چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 | ارسال نظر(0)

 


درود اين وبلاگ را براي ثبت اشعار بياد ماندني ايجاد کردم اميدوارم لذت ببريد.
m4hy4r_free_boy@yahoo.com

 

 

مهيار حريري

 

اردیبهشت 1399
تیر 1396
آذر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389

 

نامه
میترسم
پیر شدم
بهانه های عزیز
ساز شكسته
اشعار مهیار حریری
اشعار كهـن
اشعار بياد ماندني 22
اشعار بياد ماندني 21
اشعار بياد ماندني 20

 

[Link_Title]

 

 

RSS 2.0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران